لطفاً چند لحظه صبر نمایید ...

روانشناسی خط و ا مضا

 خط و امضاء:
امضا معرف موضعی است که هر فرد در مقابل اجتماع برای خود برمی گزیند چون هر کسی امضای خود را مطابق ذوق و سلیقه خود انتخاب می کند و یا به گفته یکی از روانشناسان
"
امضاء بمنزله کارت ویزیت نویسنده آن می باشد ."
و شخصیت رسمی او را در مقابل دنیا اعلام داشته به نمایش می گذارد .
بنابراین ، نباید انتظار داشت که در امضای یک نفر تمام خصوصیات اخلاقی او را یافت ، زیرا یک فرد می تواند در خلوت خود با آنچه که در اجتماع و یا محیط کار و شغل هست ، تفاوت زیادی داشته باشد .
اگر امضاء با متن نوشتار شبیه باشد می توان نتیجه گرفت که تفاوتی بین شخص در خلوت ، با آنچه در کار و اجتماع هست وجود ندارد . اما اگر بین امضاء و نوشته اختلاف فاحش باشد ، برای نویسنده آن یک شخصیت مضاعف می بایست در نظر گرفت و وجود اختلاف بین رفتار اجتماعی او با طبیعت فطری اش که اولی در امضاء و دیگری در متن به چشم می خورد را می توان شناسایی کرد .
این اختلافات اغلب در خمیدگی حروف ظاهر می شود :مثلا در متن نوشته ، حروف خمیده نوشته شده باشند و در امضاء برگشته باشند و یا در متن بطور عمودی و در امضاء خمیده باشند ، بعضی اوقات این اختلافات در شکل حروف دیده می شود ، مثلا متن تند و با عجله نوشته شده در صورتیکه امضاء کتابی و جدا از هم و یا به ترتیبی که با نوع متن تفاوت داشته باشد .
ما نباید از امضاء های ناخوانا فریب بخوریم ، مخصوصاً اگر وارفته و شل و یا خیلی پیچیده و در هم و با استتار باشند . در این حالت صاحب امضاء را از افشای نام خود گریزان می بینیم . به هر تقدیر امضای هر کس در دوره زندگانی چندین بار تغییر می کند . ممکن است که به علل مختلف ، امضای یک نفر با نوشته اش به موازات هم و به تدریج تغییر نکند .
در بچه ها و نوجوانان هر عمل فانتزی در این باره مجاز است و تغییرات امضاء مفهوم اساسی ندارد ولی پس از آنکه هر فرد مسئول احوال و اوضاع خود می شود و هنگامی که امضایش او را مکلّف به احترام به شرافتش _به موضوع دفاع از دارایی یا اعتبارش می سازد و یا اورا متعهد به پرداخت اسناد مهمی می نماید ، این امضاء را دیگر نمی تواند تغییر بدهد . و به همین علت اشخاصی را می توان دید که تمام عمر را با یک امضای مسخره که مربوط به زمان جوانی شان است ، می گذرانند چون همیشه درگیر با تعهدات و یا تکالیفی هستند که با آن امضاء شروع کرده و ادامه داده اند .
گاهی نیز ، درجه تغییر در امضاء یک نفر جلوتر یا عقب تر از تغییرات در نوشته او می باشد . یک دانشجوی پزشکی ، سئوال و جواب مربوط به تشخیص مرض یک بیمار را معمولا به اختصار و تند یادداشت می کند و به همین علت نوشته اش ساده شده و سریع و بدون پاره خط های اضافی است . در صورتیکه امضایش می تواند عوضی و بچگانه باقی مانده باشد . البته بعداًدر اثر توقعات شغلی و لزوم به امضاء کردن مکرّر در پای گواهینامه های پزشکی یا نسخه ها کم کم محکمتر می شود ، در حالی که نوشته تقریبا بدون تغییر باقی می ماند .
کار در اثر تکرار زیاد ، بطور خود بخود انجام می شود و نویسنده راحتی عمل را به موازات اطمینان بیشتر در انجام شغلش کسب می کند و مخصوصاً نزد افراد کم رو و خجول که به طور نهفته دارای ارزش حقیقی می باشند ، با گذشت زمان اعتماد به نفس بوجود می آید .
یک مدیر جوان که شغلش او را وادار می سازد تا هر روز تعداد زیادی نامه امضاء کند ، امضای او کم کم ساده تر شده و نسبت به قسمتهای دیگر نوشته اش خیلی زودتر به استحکام کافی میرسد . چنانچه این مدیر جوان به مسئولیت های شغلی اش عادت کند و در اثر اداره کردن و درک مسائل مربوط به کار و نظارت سریع و در سطح بالا ، متدرجاً حالت فرماندهی و اثرش در امضاء تخفیف می یابد و سرانجام تبدیل به یک مهر می شود ، نه یک نام .
ما امضاء را بر حسب استحکام و سادگی و هماهنگی آن قضاوت می کنیم و در جستجوی خوانا بودن آن نیستیم چون امضاء چیزی بیشتر از یک اثر خطی و رمزی نیست که همیشه شبیه بخودش تکرار می شود.